حـ ـلزون

مـ ـا خانه بدوشان، غــ ــم سیلاب نـــداریم

عالم انسان دینی

«عالَم انسان دینی» که در این کتاب مورد بحث قرار می‌گیرد، عالَمی است که ما را متوجه اُنس با حقیقت می‌کند و زیباهایی را که در به‌سربردن با آن عالَم ظاهر می‌شود، می‌نمایاند، و نه‌تنها ریشه‌ی بحران بی‌هویتی بشر مدرن را می‌شناساند، بلکه راهِ برون‌رفت از آن را نیز متذکر می‌شود، تا هرکس عزم عزیمت داشت بتواند قدمی جلو بگذارد.

دانلود و فهرست کتاب در اینجا

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

آمپول تقویت اراده !

اراده

هر انسانی دوست دارد که به خواسته‌هایش برسد، و جمله‌ی خواستن، توانستن است را به حقیقت پیوند بزند. امّا گاهی انسان به آنچه می‌خواهد نمی‌رسد، البته اکثرا اینگونه است.
همین که آدمی دوست دارد به خواسته‌هایش برسد و گاه موفق نیست؛ باعث می‌شود که کتاب‌هایی تحت عنوان اراده، تقویت اراده، درمان ضعف اراده و ... برایش جذاب باشد. و همچنین جدای از این، وقتی نام نویسنده کتاب به گوش می‌خورد کمی بیشتر آدم را ترغیب می‌کند که دستش به خواندن کتاب برود.
البته با توجه به اینکه این نوشته، مقاله‌ای علمی است جذابیت قلمی ندارد. و همچنین به مباحث نظری و کلی بیشتر پرداخته است در صورتی که مخاطب توقع ندارد که آمپول اراده به او تزریق شود ولی توقع دارد توصیه‌های کاربردی بیشتری ببیند.
۲ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

وقتی جایگاه عقل در شناخت دین مشخص شود


عنوان کتاب خود نمایانگر تام این کتاب نازنین است. وقتی یک عالم دینی جایگاه عقل در شناخت دین را مشخص می‌کند و نظریه‌ای درخور بیان می‌کند دیگر چون و چرا باقی نمی‌ماند.
شاید نتوان کتاب را به همه توصیه کرد ولی بر دو قشر ضرورت خواندنش واضح است؛ یکی دانشجویان، به خصوص دانشجویان فلسفه و دیگری طلاب علوم دینی.  اگر شما جزء این دو دسته نیستید باز هم بخوانید و برای فهمش  کمی حوصله به خرج دهید.

باید این کتاب به صورت دقیق فهم شود تا متوجه بشویم که آیت الله جوادی چه شاهکاری در این کتاب کرده اند!
۰ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

برخلاف همیشه، دلم نمی‌خواست این کتاب تمام شود!


کتابی نبود که قلی جذاب داشته باشد، بلکه شخصیت محوری آن یعنی ابراهیم بسیار بسیار جذاب است. این شخصیت جذاب است که آدم را تا آخرین کلمه کتاب پیش می‌برد.
البته اینکه قلم کتاب جذاب نیست، نظر من است، اما جذاب بودن شخصیت اصلی کتاب عیان است و بی‌حاجت به بیان! وقتی کتابی را می‌خوانی که به راحتی از دستت نمی‌افتد و هنگامی که به انتها می‌رسد؛ نه تنها خوش‌حال نمی‌شوی که بلاخره ته‌کار را فهمیدی، بلکه ناراحتی که چرا تمام شد؛ این نشانه جذابیت محتوا و یا شخصیت کتاب است. 

همیشه کتاب که می‌خوانیم به صفحات باقی مانده نگاه می‌کنیم، در این کتاب هم به صفحات باقی مانده نگاه می‌شود منتهی با حسرت که چرا این کتاب هزاران هزار برگ ندارد تا هر روز با ان زندگی کنیم؟!!
و جلد دوم هم مانند جلد اول جذابیت دارد، و باز هم فقط به خاطر شخصیت جذاب ابراهیم.

واقعا این جمله که «آدم به راحتی دلش از این کتاب کنده نمی‌شود» حق است. 
۲ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

تقلب از روی دست رمان‌نویس!

طبیعی است که برای رسیدن به موفقیت در هر زمینه‌ای باید به الگو‌ها چشم دوخت. ویکی از جاهایی که این الگو‌ها اسرار خود را فاش می‌کنند مصاحبه‌ها است.

این کتاب ۵ مصاحبه از رمان‌نویس‌های بزرگ دنیا را ترجمه کرده است؛ در این گفتگو‌ها فورستر، فاکنر، همینگوی، هاکسلی و سیمنون اسرار و فنون کار‌شان را به صورت صمیمی و ساده بیان می‌کنند.

و البته که حدود یک پنجم از سوالات مربوط به رمان‌‌های این نویسندگان است و نیاز به خوانش این رمان‌ها دارد، ولی آن‌قدر هم تخصصی نیست که بدون خواندن آن رمان‌ها نتوان از پاسخ‌ها سر درآورد.

از نکات قابل توجه این کتاب؛ برخورداری از دو فهرست کتاب‌ها و اشخاص به صورت جداگانه و به ترتیب حروف الفبا، می‌باشد.

۵ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

چقدر راهنما‌ی راست زدیدم و به چپ پیچیدیم!


باورتان می‌شود کسی هم بوده است که در عاشورا در انتهای کار فرار کرده است؟!؟
وقتی عبدالله پسر امام حسن علیه‌السلام در آغوش عمویش حضرت سیدالشهداء شهید شد، دید که وقت تنگ است و با وقاحت تمام و پررویی نزد امام می‌رود و می‌گوید که اجازه فرار به من می‌دهید؟

اسبش را هی میکند و با خود می‌گوید: برو! مگر همه باید شهید بشوند؟ من می‌خواهم زندگی کنم. مثلا اگر من نباشم چه اتفاقی می‌افتد؟ با یک گل که بهار نمی‌شود!

شخصیت اول داستان که وقایع را نقل می‌کند احساس همزاد پنداری عجیبی در تو ایجاد می‌کند که اصلا دوست نداری مانند او باشی ولی در عمل که به خودت نگاه می‌کنی، حتی بدتر از او هستی ... 

و این جمله چقدر آشنا است که من می‌خواهم زندگی‌ام را بکنم ... 

همه نوکرها روایت مظلومیت است، به سبک خاطره‌ای و البته چون روایات تاریخی چون انتهایش مشخص است برای جذابیت آن نویسنده باید خودش را به آب و آتش بزند.

کتاب همه نوکر‌ها را با کمی چاشنی سیاسی از حدادپور جهرمی بخوانید!
۳ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

دخیل برای رسیدن به عشقی که از روی ایدئولوژی است!

دخیل عشق


یک قطره خون کافی است تا اثر هنری خلق شود، حال این طبیعی است که هنوز هم که هنوز است از ۸ سال جنگ ما آثار هنری بیرون می‌ریزد که بعضی از آن‌ها رکورد نشر کتاب در ایران را شکسته است. و این از خاصیت خون است، اگر هم خونی مقدس به ناحق ریخته شود که دیگر غوغا است.


دخیل عشق هم یک عاشقانه‌ای است که در امتداد این جنگ در جریان است. وقتی عشق با عقیده درهم تنیده می‌شود، عاشق حق دارد برای رسیدن به معشوقش دخیل ببندد به حضرت خورشید، امام رضا علیه‌ السلام که دعا نکرده حاجت می‌دهد.


امّا از این‌ها که بگذریم؛ صبر، تحمل، تلاش، اخلاق و رفتار حوریه ستودنی است. و این کتاب هوس همجواری با امام را دل می‌کارد.


و البته چون رمانی عاشقانه است نیاز به تشبیه‌های ادبی دارد ولی به نظرم در ابتدا کتاب این پیچ و تاب‌های ادبی زیاد بود و خواننده را خسته می‌کند، ولی هرچه به انتها نزدیک‌تر می‌شود ساده‌تر و خوانا تر می‌شود، و شاید هم من به قلمش عادت کردم ... و شاید هم من آدم خواندن رمان‌های عاشقانه نیستم و از همان ابتدا کار را درست پیش برده است.

مشکل بعدی این است که طول می‌کشد تا سر از جریان حوریه در بیاوری ... اطرافیان که شخصیت اول نیستند که بماند.

لذا دو پیشنهاد دارم:

اولا؛ به عنوان اولین کتاب و یا اولین رمان و یا حتی اولین رمان عاشقانه لای این کتاب را باز نکنید! بگذارید برای سوم یا چهارم به بعد.

دوما؛ از ابتدای کتاب خسته نشوید بگذارید حداقل ۱۵۰ صفحه از این دخیل بگذرد بعد اگر خوش‌تان نیامد کنارش بگذارید.



۳ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

از تمام‌شدن ماه رمضان غصه می‌خورم!

وقتی شب‌های قدر تمام می‌شود و کم‌کم این ماه در حال رو به اتمام است، احساس خستگی‌ می‌کنیم و دل‌مان می‌خواهد زود از دست این گرسنگی راحت شویم؛

اما به برکت این کتابی که امروز می‌خواهم خدمت‌تان معرفی کنم دیگر این نظر را ندارم و دلم می‌خواهد تمام طول سال ماه رمضان باشد، احساس می‌کنم باید به نحوی جلو تمام شدن این ماه و گذر زمان را بگیرم.

با تذکر‌های این کتاب حسی در من زنده شده است که احساس می‌کنم برای دوباره نمردنم باید ماه رمضان را برای خودم حفظ کنم.

مطالعه این کتاب نسبت به ماه رمضان حس کسی را دارم که سفر زیارتی‌اش در حال اتمام است و باید با حرم خداحافظی کند.

با خواندن این ۳۰۰ صفحه فلسفه روزه و رمضان به نحو ححضوری و وجودی برای‌تان حل می‌شود و دیگر غم ندارید که ماه رمضان آمد و باید گرسنگی کشید، بلکه غصه می‌خورید که چرا تمام سال ماه رمضان نیست و هر  سال به امید آمدن دوباره ماه رمضان زندگی می‌کنید.

به نظرم هرسال به مناسبت ماه رمضان باید با این کتاب تجدید عهد کرد.

دانلود کتاب و معرفی بیشتر

۳ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

عشق پاک جوانی مذهبی در غالب رمانی جذاب


بعضی‌ها با کم لطفی نسبت به این کتاب جفا کردند؛ به دور از انصاف است که در مورد این کتاب بگویی برای رنگ و لعاب دادن به داستان‌ش جریان عاشقانه‌ای به آن افزوده است و این کتاب را با سریال‌های تلویزیونی مقایسه کنی!


باید گفت جذابیت قلم نویسنده آن به قدری است که این کتاب شما را با خود می‌کشد و به راحتی کتاب را زمین نخواهید گذاشت. هنر نویسنده در خلق صحنه‌های غیر قابل پیش بینی خود را نشان می‌دهد ... که تو اصلا توقع این اتفاق را نداشتی، ولی این اتفاق با رابطه‌ای منطقی رخ می‌دهد و هیجان تو را زیاد می‌کند.


این داستان به سبک داستان اصیل وسنتی خودمان است؛ یعنی فرا زمان و فرامکان است و گرفتار داستان‌سرایی به سبک غربی نشده است که همه‌ نتوانند آن را لمس کنند و خود را در جریان داستان احساس نکنند،‌ هرچند این داستان در شهر بصر و در قرن ۹ یا ۸ سپری می‌شود، ولی به نحوی بیان شده است که شما خود را در آن احساس می‌کنید و ملال آور نیست، به خلاف برخی از رمان‌های مشهور که اگر تهرانی نباشی اصلا نمی‌توانی با آن پیوند برقرار کنی.


تیزر سینمایی این کتاب ساخته شده است که اگر هنوز راضی نشده‌اید به خواندنش این فیلم را ببینید و بعد تصمیم بگیرید!

گزیده کتاب :

«پدر بزرگ از پشت قفسه ها بیرون آمد و به گوشواره ای زیبا و گران بها که من طراحی کرده بودم و ساخته بودم اشاره کرد. خوشحال شدم که آن را برای ریحانه انتخاب کرده بود؛ هر چند بعید می دیدم که مادرش زیربار قیمت آن برود.گوشواره را بیرون آوردم و به پدربزرگ دادم.
• طراحی و ساخت این گوشواره، کار هاشم است. حرف ندارد!
مادر ریحانه گوشواره ها را گرفت و ورانداز کرد.
• قشنگند، ولی ما چیزی ارزان قیمت می خواهیم.
مادر ریحانه گوشواره ها را روی مخمل گذاشت. با نگاهش گوشواره های قبلی را جستجو کرد. پدربزرگ گوشواره های گران بها را توی جعبه کوچکی گذاشت. جعبه را به طرف مادر ریحانه سُراند.
• از قضا قیمت این گوشواره ها دو دینار است.
در دلم به پدربزرگ آفرین گفتم. از خدا می خواستم که ریحانه صاحب آن گوشواره ها شود. قیمت واقعی اش ده دینار بود. یک هفته روی آن زحمت کشیده بودم.»

۵ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

تاریخ اهل بیت علیهم السلام را با نگاهی متفاوت بخوانید


به نظرم هیچ کتاب تحلیلی به گرد پای تحلیل‌های آقا از تاریخ اهل بیت علیهم السلام نمی‌رسد.

اصلا این نام کتاب؛ انسان ۲۵۰ ساله؛ خود یک دنیا حرف دارد. و این تعبیر خود حضرت آقا است.

اگر کتاب را خود ایشان به صورت کامل نوشته بودند قطعا خیلی بهتر می‌شد، ولی بازهم ارزش خواندن این کتاب زیاد است.

این نگاه متفاوت به سیره و تارخ امامان علیهم السلام دید تازه‌ای به دین و رابطه آن با حکومت به شما می‌دهد.

این کتاب را باید یک دور کامل و با دقت خواند وپس از آن در هر مناسبتی که به معصومین مربوط است، قسمت همان معصوم را خواند، تا ملکه شد.

نکته قابل توجه در برخورد با این کتاب این است که چینش مطالب کمی نامناسب است و درر برخورد‌های اولیه احساس می‌شود که نمی‌توان با آن رابطه برقرار کرد، ولی شما کوتاه نیایید و آنقدر بخوانید و بخوانید تا خود چینش جدید برای مطالب بسازید.

     ارزشش را دارد.

دانلود کتاب با ذکر صلوات

۲ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
کمی توضیح و پرحرفی
👆 در حال ورق زدن این کتاب هستم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگز مخالفانم را دشمن نمی‌پندارم، بلکه آنها از بهترین دوستانم هستند. و اینکه در منطق من تعصب راه ندارد. پس با خیال راحت ابراز نظر کن!

☆ نکته امتحانی:
وقت سخن مترس بگو آنچه گفتنی است
شمشیر روز معرکه زشت است در نیام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
☆☆☆
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان