حـ ـلزون

مـ ـا خانه بدوشان، غــ ــم سیلاب نـــداریم

حاجی به دنبال بیت خدا، شهید خدا را می‌بیند!


ای شهید تو شهادت را در دل‌های ما زنده کردی ... همانگونه که دوست داشتی، خونت جریان‌ساز شد. شهادت تو چراغی شد برای روشن کردن مسیر .

بعد از تو عشق به شهادتم مضاعف شد و عشق به اردوهای جهادی! تو چه کردی با جانم که هرگاه نیاز به آرام شدن دارم، خودم را در کنار مزار تو می‌بینم ... و چه آرامشی دارد حرم امن کنار مزارت... و چه لذتی دارد بوسیدن قبرت  ... و چه عطری به مغزم می‌رساند بوییدن سنگ قبر معطرت !


تو که شهید شدی برای ما هم دعا کن که شهید بشویم، وگرنه به قول استاد و معلم و شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی، اگر شهید نشویم، میمیریم ... ای که دستت می‌رسد کاری بکن.

۱ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

درس نخونید! ولی کتاب بخونید!

لطفا،

خواهشا،

جون هرکی دوس‌دارین

    📒کتاب بخونید!

        📓کتاب بخونید!

            📙کتاب بخونید!


هیچ وقت نمی‌گم؛ درس بخونید  یا  قبول بشید  یا  نمره خوب بیارید  یا  خوب حفظ کنید  یا  برنده بشید یا ....

   فقط می‌گم کتاب بخونید همین!

۳ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

تقلب از روی دست رمان‌نویس!

طبیعی است که برای رسیدن به موفقیت در هر زمینه‌ای باید به الگو‌ها چشم دوخت. ویکی از جاهایی که این الگو‌ها اسرار خود را فاش می‌کنند مصاحبه‌ها است.

این کتاب ۵ مصاحبه از رمان‌نویس‌های بزرگ دنیا را ترجمه کرده است؛ در این گفتگو‌ها فورستر، فاکنر، همینگوی، هاکسلی و سیمنون اسرار و فنون کار‌شان را به صورت صمیمی و ساده بیان می‌کنند.

و البته که حدود یک پنجم از سوالات مربوط به رمان‌‌های این نویسندگان است و نیاز به خوانش این رمان‌ها دارد، ولی آن‌قدر هم تخصصی نیست که بدون خواندن آن رمان‌ها نتوان از پاسخ‌ها سر درآورد.

از نکات قابل توجه این کتاب؛ برخورداری از دو فهرست کتاب‌ها و اشخاص به صورت جداگانه و به ترتیب حروف الفبا، می‌باشد.

۵ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

شاش خر بخوری، مثل خر می‌شی !


+ سلام آجی خوبی؟ خوشی؟ چی‌کار می‌کنی؟
ـ سلام آجی جون تو خوبی؟‌ کجایی دیگه به ما محل نمی‌ذاری؟ تو دیگه چرا با واحد، مگه ماشین ندارید؟
+ خوب فرهنگ وسایل عمومی که داریم!
- آجی مامانت چه‌طوره؟ حالش بهتر شده؟
+ آره خوب شده یه دعا نویس پیدا کرده، خوب خوبش کرده، تازه آجی جون نمی‌دونی چقدر این دعا نویسه خوبه؟!!
ـ چرا ؟؟ چی‌کار کرده؟
+ می‌دیدی این پیمان اصلا حرف گوش نمی‌داد؟
ـ خوب؟
+ یه دعا نوشت که پیمان حرف من رو که گوش می‌ده هیچ، قبل هر کاری اول از من اجازه می‌گیره!
ـ جدی؟ منظورت پیمان شوهرت هست دیگه؟ اون که اصلا ...  
+ آره واقعا آجی، یه دعا آسون بود، گفت کاغذ‌ها رو که دعا توش نوشته توی آب بمالید، بعد آب را به یه خر نر بدید، و شاش خره رو بدید به شوهرتنون، ما هم وقتی این‌کار‌ها رو کردیم، این پیمان شده مثل خر، اینقد حرف گوش می‌ده
ـ آجی پس لازم شد، آدرس این دعانوسه رو به من بدی !
+ اون که حتما، اصلا این دعانویس می‌تونه مشکلت رو حل کنه!
ـ آجی خر نر حالا از کجا بیارم؟
+ نگران نباش، اونش با من، مامانم سراغ داره!
ـ وای چه خوب آجی!
 
من دیگه نتونستم ادامه مکالمات‌شان را بشنوم و اتوبوس به ایستگاه رسید و من باید پیاده می‌شدم.


پی‌نوشت :
راوی جریان خاله‌ام بود که در اتوبوس واحد شنیده‌ بود، و برای خنده ما بازگو می‌کرد.
۵ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

آقایان کمی از پدربزرگم یاد بگیرند


یکی از نوه‌های پدر بزرگم، خود مادربزرگ است!

 به این می‌گن گوش به فرمان بودن ... کاش مسئولین هم کمی نسبت به فرمایشات و منویات حضرت آقا داشتند.


عید نوروز امسال، چون عید اول نوهِ نوهِ پدربزرگ بود، به او عیدی داد؛ چرا این عیدی مهم است؟ چون پدربزرگ گرامی تا به آن سال به احدی عیدی نداده بود. (تا آنجایی که ما نوه‌ها می‌دانیم.)


آخرین فرزند پدربزرگم امسال چهارده ساله می‌شود!

این‌چنین خانوانده پیچیده‌ای داریم .

۰ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

معرفی، نقد و تمجید « KHAMENEI.IR »

توی یه کتابی خوندم که یکی از ایده‌های خوب برای وبلاگ‌نویسی، معرفی سایت و وبلاگ‌هایی هست که می‌خونید، و می‌گفت سردبیر اینترنت بشید!

توی همین راستا تصمیم گرفتم چند‌تایی از اونچه تو فضای مجازی می‌خونم، به شما هم معرفی کنم؛ مثل بخش کتاب‌ها که معرفی میشه؛ اگه کارم گرفت و خوشتون اومد و حال کردید ادامه می‌دم.

***************************

و امّا اولین سایتی که معرفی می‌کنم، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آقا هست. KHAMENEI.IR 

نکته اول اینکه این سایت با leader.ir (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری) فرق دارد. من به شخصه به دومی کمتر سرک می‌کشم، شاید در کل عمر مجازی گردیم، به تعداد انگشتان دو دستم نشود، ولی مورد اول فرق می‌کند، اگر هر روز سر به این سایت نزنم، حداقل یک روز در میان سایت KHAMENEI.IR را باز می‌کنم و اگر باز هم نشد، حداقل دو روز یک‌بار تیتر‌های سایت را نگاهی می‌اندازم!


اما معرفی کامل این سایت که حکم یک منبع پژوهشی بزرگ و جامع را دارد، کار آسانی نیست و باید خودتان کلیک رنجه کنید و تشریف ببرید و سرک بکشید تا سر در بیاورید. ولی من هم از بعضی قسمت‌های جالب آن، چشم پوشی نمی‌کنم و خدمتتان معرفی می‌کنم؛

مثلا قسمت کتاب سایت، که خود شامل تلمیحات و اشارات، کتابخانه و در نهایت انتشارات می‌شود؛ از قسمت‌های فوق العاده‌ای است که من همیشه به آن سر می‌زنم، و جالب است بدانید که رهبر انقلاب با تمام مشغله‌هایی که دارند،‌کتاب از دست‌شان نمی‌افتد. و یادداشت‌هایی که بر کتاب‌ها دارند فوق العاده است.

و یا قسمت دیگر رسانه‌ها اخبار جالبی را به سمع و بصرتان می‌رساند.

و از قسمت عکس و فیلم و صوت و متن سخنرانی و خاطرات دیگر نگویم، ولی شما اگر شده حتی یک‌بار هم کلیکی در این قسمت داشته باشید. ضرر ندارد؛ این همه حجم اینترنت در جاهای دیگر مصرف کردید، این یکی هم به حساب ما خرج کنید! 


و یا مثلا قسمت چندرسانی انتهای سایت؛ که خود شامل بخش‌های جذابی است، ازجمله : مروری بر زندگی‌نامه پدر رهبر، عبد صالح، درس عبرت، افطاری ساده، اگر در فلسطین بودم و ...

قسمت مهم دیگر سایت شبکه تحلیلی نخبگان، تحت عنوان دیگران است که مطالب مفید و مقالات درج۱ را به خود اختصاص داده است؛ این قسمت هم مانند بخش کتاب‌ها از قسمت‌های مورد علاقه‌ی من است.شما هم اگر می‌خواهید از مسائل روز تحلیلی دقیق و ریزبین داشته باشید به این قسمت سری بزنید!


و اما قسمت پایانی و مهم که این سایت را به یک مرجع جامع پژوهشی تبدیل کرده است؛ بخش جستار سایت است. در این قسمت شما با انبوهی از فیش‌ها و مقالات موضوعی در دسته بندی به ترتیب حروف الفبا برخورد می‌کنید که شما را از هر منبع دیگری برای پژوهش در سخنان آقا بی‌نیاز می‌کند. (این قسمت رو حداقل کلیک کنید)


بعد از این همه معرفی و تمجید و تعریف یک نقدی که دارم این است که در نسخه زبان فارسی سایت اصلا خلاقیت وجود ندارد، منظورم در طراحی سایت است، ولی در زبان‌های انگلیسی و عربی تا حدودی خلاقیت به خرج داده اند و نسخه نو+جوان هم کمی بهتر است ولی واقعا یک تیم طراح خلّاق لازم است که سایت را باز طراحی کنند.

یک سوالی که برای من هست اینکه؛ آقا خودشان چقدر روی این سایت نظارت دارند؟ و چه مقدار از عمل کرد سایت راضی هستند؟ به نظر من که فک نکنم آن چنان راضیِ راضی باشند، کسی در این مورد چیزی می‌داند؟


و نکته آخر اینکه یک کلیکی هم در این راه بکنید و ببنید چه خبر است و بگذارید سابقه‌‌تان زیاد شود :))

۰ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

نماز یکشنبه ذی القعده فراموش نشود(همین امروز)

سیّد ابن طاووسروایتی نقل کرده که ذو القعده به هنگام سختی شدید گاه استجابت دعاست؛ 

و برای روز یکشنبه این ماه نمازی با فضیلت بسیار از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) روایت کرده، مختصر آن فضیلت این است که،هرکه آن را بجا آورد، توبهاش پذیرفته حق و گناهشآمرزیده می شود، و طلبکاراناو در قیامت از وی راضی گردند،و با ایمان از دنیا برود، وایمانش از او گرفته نشود، وقبرش وسیع و نورانی گردد، وپدر و مادرش از او راضی شوند، وآمرزش حق نصیب پدر و مادر وفرزندان و نژاد او گردد، و روزی او توسعه یابد، و فرشتهمرگ در وقت مردن با او مدارا کند ، و جانش را به آسانی بستاند.


و کیفیت آن نماز چنین است: 

برای خواندن این نماز لازم است در یکی از یکشنبه‌های ماه ذی القعده غسل کرده و برای نماز وضو بگیرد (یا قبل از غسل وضو بگیرد) و سپس دو نماز دو رکعتی مانند نماز صبح به نیت نماز یکشنبه ماه ذی القعده به جای آورد که در هر رکعت یک بار سوره حمد و سه بار سوره توحید و یک بار سوره ناس و یک بار سوره فلق خوانده می‌شود و پس از پایان چهار رکعت، هفتاد بار استغفار کرده (گفتن ذکری مانند اَستَغفِرُ اللهَ و اَتوبُ إلیه) و آنگاه یک‌بار ذکر لا حول و لا قوة الا بالله بگوید و در پایان چنین دعا کند: «یا عَزِیزُ یا غَفَّارُ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ»


منبع: مفاتیح 

۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

چقدر راهنما‌ی راست زدیدم و به چپ پیچیدیم!


باورتان می‌شود کسی هم بوده است که در عاشورا در انتهای کار فرار کرده است؟!؟
وقتی عبدالله پسر امام حسن علیه‌السلام در آغوش عمویش حضرت سیدالشهداء شهید شد، دید که وقت تنگ است و با وقاحت تمام و پررویی نزد امام می‌رود و می‌گوید که اجازه فرار به من می‌دهید؟

اسبش را هی میکند و با خود می‌گوید: برو! مگر همه باید شهید بشوند؟ من می‌خواهم زندگی کنم. مثلا اگر من نباشم چه اتفاقی می‌افتد؟ با یک گل که بهار نمی‌شود!

شخصیت اول داستان که وقایع را نقل می‌کند احساس همزاد پنداری عجیبی در تو ایجاد می‌کند که اصلا دوست نداری مانند او باشی ولی در عمل که به خودت نگاه می‌کنی، حتی بدتر از او هستی ... 

و این جمله چقدر آشنا است که من می‌خواهم زندگی‌ام را بکنم ... 

همه نوکرها روایت مظلومیت است، به سبک خاطره‌ای و البته چون روایات تاریخی چون انتهایش مشخص است برای جذابیت آن نویسنده باید خودش را به آب و آتش بزند.

کتاب همه نوکر‌ها را با کمی چاشنی سیاسی از حدادپور جهرمی بخوانید!
۳ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

کارشناس و مدیر، تحت سیطره‌ی استعمار نوین

استعمار کهنه، استعمار نظامی است، استعمار نو چه استعماری است؟ 
استعمار یعنی تعطیل فکر. نه به آن معنا که اجازه ندهد شما فکر کنید، بلکه به آن معنا که فرصت ندهد شما فکر کنید. 
آن هم نه به این صورت که اگر فکر کردید شما را بزند؛ نه، بلکه اجازه ندهد نیازها، شما را به فکر وادارد. می خواهد به مجرد اینکه نیازی پیدا کنید از شما رفع نیاز کند. این یعنی تعطیل فکر.
استعمار می خواهد به جای شما فکر کند، شما را آماده خور خودش قرار بدهد.

به جای شما در قضیه فکر کند و محصولات فکرش را به صورت ۳۰۰ کتاب یا ۴۰۰ کتاب در اختیار شما بگذارد و بعد هم هر کسی این مطالب را قبول و باور داشته باشد و به کار ببندد به او لقب کارشناس، توانمند، مدیر، مدبر و فرهیخته بدهد. یک امر ضد ارزشی را ارزش جلوه می دهد.

استعمار نو، استعمار رسیدن به جواب قبل از رسیدن به سوال است. آنها مرتباً کتاب حل المسائل برای شما فرستادند.

منبع: تفکر / آیت‌الله حائری شیراز
اینجا می‌توانید متن کاملش را ببنید و همچنین pdf آن را دانلود کنید.
۲ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

نصف جهان؛ نه آب دارد، نه برق!

روحانی قول داده بود آب بیاره به زاینده رود، اون پیش‌کش چرا برق رو بردی؟

توی این حال و هوای خنک تابستان، دیگر برق خودش نمی‌رود، بلکه میبرنِش.

الان دیگه نباید پرسید برق کجا رفت؟ باید پرسید کجا بردنش؟

نون‌مونو کمتر ببرن صلوات 

۲ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
کمی توضیح و پرحرفی
👆 در حال ورق زدن این کتاب هستم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگز مخالفانم را دشمن نمی‌پندارم، بلکه آنها از بهترین دوستانم هستند. و اینکه در منطق من تعصب راه ندارد. پس با خیال راحت ابراز نظر کن!

☆ نکته امتحانی:
وقت سخن مترس بگو آنچه گفتنی است
شمشیر روز معرکه زشت است در نیام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
☆☆☆
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان