حـ ـلزون

مـ ـا خانه بدوشان، غــ ــم سیلاب نـــداریم

کمی غلط بود آنچه می‌پنداشتیم !

طبیعی است که هر انسانی دوست دارد از داشته‌‌هایش بهترین بهره را ببرد، و من هم به همین دلیل جذب عنوان این کتاب شدم؛ درک می‌کنید که هیچ دارایی مهمتر و با ارزش‌تر از زمان نیست (یکم کلیشه‌ای شد؟!)

             به خصوص برای من این یک فقره خیلی با اهمیت است، چرا که دائما احساس می‌کنم که کمبود زمان دارم!


به هرحال این کتابچه کوچک را خواندم و همچنین جلد دوم آن را هم خواندم، ولی آنچه می‌خواستم را نیافتم !!

یکی از دلایلی که این کتاب را در میان انبوهی از کتب مدیریت زمان انتخاب کردم، حوزوی بودن نویسنده آن بود؛ که به خاطر همین از نویسنده توقع داشتم که نظرات اسلام و دین را در این زمینه بیان کند، نه اینکه همان حرف‌های دیگران (به خصوص غربی‌ها) را بازگو کند و مانند برخی دیگر از آخوند‌ها چند روایت و آیه هم برای تایید آن‌ها بیاورد!!


خلاصه ما به دنبال چیزی دیگر در این کتاب می‌گشتیم که نیافتیم؛ ولی در کل کتاب آنچنان بدی هم نبود، اصولی را که البته ممکن است ۹۵ درصد آن‌ها را از قبل می‌دانستید و یا بدهی بوده است در کنار هم و در یک مجموعه آورده است.

در مورد جلد دوم این کتابچه بگویم که مانند جلد اول است و در تکمیل و ادامه‌ی آن آمده است، و البته اگر هم جداگانه خوانده شود مشکلی پیش نمی‌آید؛ یعنی می‌توانید بدون خواندن جلد اول، جلد دوم را بخوانید.


این مجموعه جلد سومی هم دارد، که البته هنوز موفق به خواندنش نشده‌ام، البته این جلد سوم که کمی مطالبش بیشتر است، ویژه شب‌های قدر است، یعنی مدیریت زمان در شب‌های قدر را بیان می‌کند که منتظر ماه مبارک هستم که فرا برسد و من بتوانم در حوالی شب با برکت قدر این کتاب را بخوانم.



کتاب مدیریت زمان ویژه شب‌های قدر 

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

اندر حکایت وبلاگ گردی

توی این فضای انفجار اطلاعات و بمباران و رگبار پیام‌های تلگرامی و پست‌ها اینستاگرامی، وقتی وبلاگ گردی می‌کنم روح و روانم شاد می‌شود؛ و البته عادت ندارم وبلاگ‌های زیادی دنبال کنم و در دنبال کردن وبلاگ‌ها مشکل پسند تشریف دارم! و اگر پستی سر ذوقم بیاورد حتما نظری ایراد می‌کنم.


امّا از همه‌ی این‌ها که بگذریم، وبلاگ‌هایی هستند که هر بار به اینترنت وصل می‌شوم، حتما چک می‌کنم که مطلبی، جمله‌ای، پستی مهمانم کرده‌اند یا نه ؟  و البته این وبلاگ‌ها اکثرا دیر به دیر به روز می‌شوند و زجر کشت می‌کنند ... و تلخ‌تر و مرگ‌بار تر از همه خداحافظی‌های ناگهانی است ... 

و از قضا بعضی وقت‌ها چند وبلاگ باهم بروز می‌شوند و آنقدر کیفورت می‌کند و سرحال می‌‌آوردت که به قسمت وبلاگ‌های تازه بروز شده می‌روی و به دنبال گم‌شده‌ای می‌گردی که این حال را برایت حفظ کند اما ... 

اما سرخورده برمی‌گردی و از کار خود پشیمان و گاها تصمیم به ترک این فضا می‌گیری ...


واقعا چرا و به کجا داریم می‌رویم ؟؟؟ آیا وقت آن نرسیده که در این جنگ نابرابر کمک نفسی برای نفس‌های آخر بلاگستان باشیم ؟

شما اگر بخواهد به وبلاگ و وبلاگنویسی خدمتی کرده باشید، به چه کاری دست می‌زنید؟

۸ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

تنها به خاطر داستان آخر


مجموعه داستانی از تولستوی عزیز، فک کنم لازم نباشه معرفی‌اش کنم، همه اسم جنگ و صلح و یا آناکارنینا رو شنیدیم، البته اگر باز هم می‌خواهید در مورد او بدانید مقدمه کتاب می‌تواند کمک‌تون کنه!

هر چند ترجمه بد بود، ولی از لحاظ ویراستاری مشکل داشت.

این 100 صفحه که مجموعه‌ای از داستان است؛ و همه‌ی داستان‌ها خواندنی هستند؛ ولی اگر تنها به خاطر داستان آخر همه این 100 صفحه را بخوانید ارزشش را دارد!
داستان سه پیرمرد
۰ نظر ۴ موافق ۱ مخالف

کتاب دوستان، کتابخانه مجازی برای خود درست کنید!

اصلا چشمی که برای کتاب خرج نشود، چشم نیست! بگذارید نور چشم‌هایتان به خاطر مطالعه کتاب کم شود؛بخواهی نخواهی دید چشم کم می‌شود، و با وجود این گوشی‌ها و شبکه‌های اجتماعی خیلی زودتر از این‌ها چشمان از کار می‌افتد و به قول خودمان عینکی می‌شویم ... و چه بهتر که در عوض این بینایی که از دست می‌دهیم، متاعی با ارزش به دست آوریم ! و چه چیزی بهتر از نتیجه زحمات علما و دانشمندان و محققان که در کتاب‌هایشان گردآوری کرده اند؟؟

خلاصه آنکه کتاب بخوانید.


به مناسبت هفته کتابخوانی می‌خواستم ابراز فضلی کرده باشم که نتیجه‌اش شد این پست و البته در ادامه می‌خواهم برای کتابخوان‌ها شبکه‌ای اجتماعی معرفی کنم!!!! که البته احتمالا خیلی‌ها عضو آن باشند و اطلاع از آن داشته باشند؛ منظورم Goodread's است.


یک شبکه اجتماعی کتاب دوستان و کتابخوانان به خصوص کتاب‌باز‌ها؛ اگرچه معتاد شبکه‌های اجتماعی هستیم و قصد ترک آن را نداریم بهتر نیست که در شبکه‌ای بگردیم که سود فراوانی برای ما دارد؟ در حالی که به اندازه‌ی اینستا حجم مصرف نمی‌کند!

و شما هم با دوستان کتابخوانی بشتری آشنا می‌شوید و در مورد کتاب‌ها گفتگو می‌کنید، و همچنین می‌توانید از کسانی که کتابی را خوانده‌اند مشورت بگیرید.

و این نکته را بگم که هم نسخه تحت وب داره و هم اندروید !

 و توضیحات ویکی‌پدیا 


این هم اکانت من، منتظرتون هستم؛

یه کتابخونه مجازی برا خودت درست کن،

و با ۲۵ میلیون عضو آن به اشتراک بگذار!

۳ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

کتاب شازده کوچولو به شیرینی خود شازده کوچولو


این کتاب به اندازه‌ی یک کودک شیرین زبان، خوردنی است !
چگونه وقتی با یک بچه شیرین زبان حرف می زنید و بازی می‌کنید خسته نمی‌شوید؟  با خواندن این کتاب هم همین حس به شما دست می‌دهد و نمی‌خواهید تمام شود ولی تمام می‌شود ...

هر چند با شاملو و افکار و نظراتش زاویه شدید دارم، ولی چون در این ترجمه به متن وفادار نبود، ترجیح دادم که این ترجمه را بخوانم و حتما ترجمه‌های دیگر را هم امتحان می‌کنم(شما بگید کدام ترجمه بهتر است؟)

اما یک نکته عالی کتاب این‌که با وجود اینکه مخاطب کتاب بزرگ‌سالان هستند (فکر می‌کنم که نوجوانان به راحتی با آن انس نگیرند)؛ ولی تصاویر یا بهتر بگویم نقاشی‌های کودکانه در کنار نوشته‌ها محشر است.
۳ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

سخنرانی بود، ولی ارزش خواندش را داشت


از جمله کتاب‌های غیر داستانی و ادبیاتی بود که مدام در دستانم بود و می‌خواندمش.
نمی‌دانم شاید هم به خاطر این بود که سخنرانی آقای پناهیان را پیاده کرده بود اینقدر جذابیت داشت و شاید این که با متن  احساس خویشاوندی می‌کردم؟
این کتاب از کتاب‌هایی است که بعد از خواندن نمی‌توانی بگویی چه  می‌گفت، ولی اثر آن را در خود احساس می‌کنی!
    چرا که چیزی به تو یاد نمی‌دهد که بخواهی آن را در ذهن بسپاری، بلکه با تو چنان حرف می‌زند که در ناخودآگاه تو اثر می‌گذارد و بعد از تمام کردن کتاب احساس می‌کنی که آدمی دیگر هستی !

و در پایان اینکه من انتظار داشتم این کتاب بیشتر طول بکشد !
۱ نظر ۰ موافق ۱ مخالف

خانه بدوشیم دیگر


در دایره بی سببی نقطه محویم
هرگز خبر از عالم اسباب نداریم

مدتی است که صفحه‌ای از زندگی‌ام در حال ورق خوردن است، و آنقدر سریع که من فقط توانستم بنشینم و به آن بنگرم ... بی‌اختیاری و جبر را در این مدت خیلی حس کردم، شاید هم بی‌رحمی باشد که بگویم جبر ... این‌ها از رحمت‌های واسعه خدای مهربان است که وقتی برگی جدید از زندگی‌ام را رقم زد این همه نگاه مهربانانه به من بی‌چاره داشت؛ خودم هم این همه را باور نمی‌کردم، گاهی با خودم می‌گفتم که هنوز خواب هستم... و شاید این سرعت بوده که این چنین آشفتگی ایجاد کرده است و سردرگمی و حیرت.

شاید خیلی از اتفاقاتی که امسال برایم رخ داده است را منتظر وقوع‌شان بودم، البته نه در امسال، بلکه سال آینده ولی خوب امسال شد، من نمی‌فهمم که بد شد یا خوب ... ولی می‌دانم که لارطب و لایابس  ... و می‌دانم که از او جز خیر نمی‌رسد اما ...
       
                                   اما از شرّ‌های خودم اطمینان ندارم!!

مخلص کلام اینکه؛ در ظرف چند روز، کمتر از یک هفته تصمیم گرفتیم به مهاجرت و خانه‌ای در استانی دیگر اجاره کردیم و اسباب کشی هم کردم و مستقر شدیم ... همه به صورت ناگهانی؛ 


فعلا از آن شهر عزیز نمی‌گویم! 
تا پست‌های آینده در خماری بمانید :)
۱ نظر ۱ موافق ۱ مخالف

عالم انسان دینی

«عالَم انسان دینی» که در این کتاب مورد بحث قرار می‌گیرد، عالَمی است که ما را متوجه اُنس با حقیقت می‌کند و زیباهایی را که در به‌سربردن با آن عالَم ظاهر می‌شود، می‌نمایاند، و نه‌تنها ریشه‌ی بحران بی‌هویتی بشر مدرن را می‌شناساند، بلکه راهِ برون‌رفت از آن را نیز متذکر می‌شود، تا هرکس عزم عزیمت داشت بتواند قدمی جلو بگذارد.

دانلود و فهرست کتاب در اینجا

۰ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

آقازاده هم مگه دزد میشه؟

ثبت احوال از این همه تغییر فامیل‌ها شاکی شده است!!!
     من که احساس می‌کنم این تغییر فامیل‌های متعدد و کثیر در این شرایط کثرت اختلاص به خاطر این است که مشخص نشود چقدر از دزدی‌ها کار آقازاده‌ها است. نظر شما چیه؟؟؟


پی‌نوشت: 
یه‌ آقایی فامیل خودش با برادرش فرق می‌کنه که هیچی، پسرش‌ هم فامیلیِ سومی داره که با هر دو فرق داره؛ اصلا منظورم آقایان : عمرانی، فریدون و روحانی نیست !
۱ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

وقتی یک عثمانی از فرمانده‌های امام حسین می‌شود!

رازی که زهیر بن قین از حضور تاریخی کربلا متوجه شد

کیفیت متوسط (حجم : 6.7 مگابایت)

کیفیت خوب ( حجم : 13.4 مگابایت)

۰ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
کمی توضیح و پرحرفی
👆 این کتاب را ورق می‌زنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگز مخالفانم را دشمن نمی‌پندارم، بلکه آنها از بهترین دوستانم هستند. و اینکه در منطق من تعصب راه ندارد. پس با خیال راحت ابراز نظر کن!

☆ نکته امتحانی:
وقت سخن مترس بگو آنچه گفتنی است
شمشیر روز معرکه زشت است در نیام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
☆☆☆
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان